سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
10
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
شده و مذهبش شافعى است . مىستايم پروردگار خود خداوند واجب الوجود را كه بهترين مالكها نيكوترين صاحبها است يعنى توصيفش مىكنم بواسطه صفات جميل نيكوئى كه دارد . شارح گويد : و نيز غرضش اداء نمودن برخى از وظايف و تكاليفى است كه بعهدهاش مىباشد . مقصود مصنّف از « احمد ربّى » نه اين باشد كه از حمد و ستايش خبر دهد و بخواهد بگويد بعدا اين امر تحقّق مىيابد بلكه مراد و منظورش ايجاد انشاء آن است . قوله : الطّائى : يعنى منسوب است به قبيله « طىّ » . قوله : الاندلسى : يعنى منسوب است به شهر « اندلس » . لفظ « اندلس » بضمّ همزه و دال و ضمّ لام و نيز بفتح دال و ضمّ ميم قرائت شده است . ياقوت در مراصد گويد : جزيره بزرگى است به طول بيش از بيست مرحله ( هرمرحله چهار فرسخ است ) اين جزيره بسيار خرّم و آب و درخت فراوان در آن مىباشد . قوله : اى اصفه بالجميل : اينكه شارح عبارت متن را اين گونه تفسير نمود اشاره است باينكه حمد عبارتست از توصيف محمود بواسطه داشتن صفات نيكو . قوله : تعظيما له : كلمه « تعظيما » ، منصوب است تا مفعول له براى « اصفه » باشد و ضمير در « له » به « ربّى » راجع است . قوله : و اداء لبعض ما يجب له : كلمه « اداء » معطوف است به « تعظيما » و ضمير در « له » به « ربّى » راجع است . قوله : و المراد : يعنى و مراد النّاظم چه آنكه « الف و لام » عوض از